الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )
41
نخستينها ( فارسى )
واقدى گفته است : نخستين كس از ميان قريش كه براى آن حضرت نوشت ، عبدالله بن سعد بن ابىسرح بود كه بعداً مرتدّ شد و به مكه بازگشت و به قريشيان گفت : من نيز همانند آنچه محمد آورده است ، خواهم آورد . او كسى بود كه چون پيامبر ( ص ) از او مىخواست كلمهى « الظالمين » را بنويسد ، به جاى آن « الكافرين » مىنوشت و چون مىفرمود : « سميع عليم » او مىنوشت : « غفور رحيم » و نظير آن ؛ اين گونه بود كه خداوند در بارهى وى چنين وحى فرمود : وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ « 1 » « و چه كسى ستمگر از آن كه بر پيامبر دروغ ببندد يا بگويد بر من وحى شود در حالى كه چيزى بر او وحى نشده است و كسى كه بگويد من همانند آن چه خدا فرو فرستاده است نازل خواهم كرد ؟ » پس پيامبر ( ص ) در روز فتح مكه به قتل او فرمان داد . اما عثمان در اين باره كه او برادر رضاعى وى است ، با حضرت سخن گفت . واقدى گويد : چون سال فتح مكه فرا رسيد ، معاويه اسلام آورد و او نيز از كاتبان پيامبر ( ص ) شد . روزى ، در حال خوردن بود كه پيامبر وى را فرا خواند و او در رفتن كُندى كرد . پيامبر فرمود : خداوند شكم او را سير مكناد ! زان پس او هر روز هفت وعده و گاه بيشتر ، غذا مىخورد و مىگفت : نفرين رسول خدا ( ص ) هماره در پى من است . « 2 » سيد رضى گويد : اين سخن نخستين بار از امير المؤمنين ( ع ) شنيده شده است : « فما عدا مما بدا ؟ » ؛ يعنى چه چيز تو را از نظرى كه بر آن بودى بازگرداند ؟ « 3 » ابوهلال : عمر بن عبدالعزيز اولين كسى بود كه فدك را به وارثان فاطمه ( س ) بازگرداند . « 4 »
--> ( 1 ) . انعام 93 ( 2 ) . فتوح البلدان 454 ( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهى 31 ( 4 ) . موضوع در كتابهاى تاريخ آمده است ؛ بنگريد به : انساب الاشراف 8 / 168 . متن نامهى عمر بن عبدالعزيز به ابوبكر بن محمد در خصوص بازگرداندن فدك را نيز ببينيد در : الطبقات الكبرى 5 / 303 .